گلدانهای تشنه باغ را آب می دهیم
و برگهای زردش را به باد...
اما !
کسی از دل بی تمنای باغبان...
و از سکوت پر تکرار او چه می داند..!
در این رهگذر عمر !
در این حجم تنهایی !
در این هجمه تقابل باد، با باغ !
باغبان چه سهمی از گلدان وجودش را به آب داده !
و چه سهمی را بر باد..!
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
سکوتم را پای بی دردی مگذار!
همه وجودم سِر شده از ...
لیدوکائین نگاهت
که بی اندازه در قلبم می ریزی.
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری